"هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود."
امام علی(ع)
هر دانشآموزی بارها و بارها در سالنهای ورزشی دیوار حیاط و راهروی مدارس، انواع رسانههای گروهی، کتابها و نشریات با عباراتی «عقل سالم در بدن سالم است» مواجه میشود. با این حال عده کمی از نوجوانان و جوانان حقیقت و معنای اصلی این جمله را عملاً در زندگی خود به کار میگیرند و اغلب آنها در برنامههای روزانه درس و ورزش را همراه هم تنظیم نمیکنند.
متأسفانه در کشور ما درس و ورزش به ندرت با یکدیگر توأم میشوند. اغلب آنها که به پرورش نیروی بدنی خود همت گماشتهاند از پرداختن به قدرت فکری خویش غافلند و بیشتر دانشآموزان مستعد و پرتلاش نیز که مدام به مطالعه و کار فکری مشغولند از نظر بدنی در حد بسیار ضعیفی قرار دارند که این خود نیمی از تلاش شبانهروزی آنها را هدر میدهد.
سلولهای مغزی برای فعالیت خود به 25 درصد از کل انرژی مورد استفاده بدن نیاز دارند. آیا این انرژی تنها به وسیله تغذیه و استراحت- به صورتی که در بین دانشآموزان رایج است- تأمین میشود؟
غذا خوردن با عجله شایع بین دانشآموزان بدون تحرک جسمی لازم، حتی اگر با استراحت کافی هم همراه باشد نمیتواند تأثیر کاملی در رساندن ماده و انرژی مورد نیاز بدن داشته باشد. در صورت نبودن برنامهریزی صحیح برای انجام حرکات ورزشی روزانه، مغز انرژی کافی در اختیار ندارد زیرا تلاشی برای به جریان انداختن و تنظیم و گستردن انرژی به تناسب نیاز هر قسمت از بدن- خصوصاً مغز- صورت نگرفته است.
علاوهبر این کمتحرکی و رخوت جسمی از آن، تأثیر مستقیم بر روی روح و روان و اعصاب دارد و ذهن را نیز به سمت خستگی و ناتوانی هدایت میکند که نتیجه همه اینها بالقوه ماندن بسیاری از قابلیتهای ذهنی و استعدادهای محصلان در یادگیری است.
اغلب اوقات دانشآموزان خمود و بیحوصله و با اکراه به سوی انبوه کتابهایشان میروند و سعی میکنند خلل همیشگی ناشی از عدم تحرک بدنی را با فشار آوردن بیمورد به ذهن و انواع و اقسام روشهای یادگیری جبران کنند در حالی که راه بسیار سادهتر و سالمتری مانند ورزش میتوانند علاوهبر سلامت، نشاط و افزایش فعالیت ذهنی، شور و اشتیاق آنان را نسبت به درس خواندن تضمین کند. برای اینکه مغز به خوبی از عهده یادگیری و حفظ مطالب درسی برآید، علاوهبر رساندن مواد غذایی و انرژی کافی باید از خونی پاک و غنی از اکسیژن تغذیه شود.
بدین منظور باید ششها کاملاً از هوا پر و خالی شوند بنابراین دانشآموزان باید ریههای خود را نیز نیرومند کنند و این کار نیز به وسیله ورزش میسر است. هر حرکت ورزشی خواص و نتایج خاص خود را دارد و اینگونه نیست که ورزش فقط ماهیچهها را قوی کند. معلمین ورزش در مدارس باید خواص هر حرکت را نیز به محصلین خود آموزش دهند تا آنها با آگاهی کامل از نتایج سودمند ورزش بهرهمند شوند. در ضمن برای رساندن اکسیژن کافی به سلولهای مغزی دانشآموزان باید یاد بگیرند که صحیح و اصولی تنفس کنند و با عادت دادن ششها به نحوه مطلوب بازده تنفسی خود را افزایش دهند.
ورزش نخستین پرونده احساسات و ادراکات آدمی است. دانش و زیبایی در تندرستی است و تندرستی حقیقی به وسیله ورزش و گردش و غذای سالم، مقوی و منظم حاصل میشود. ورزش خون را به نسبت به تمام اعضای بدن به عضلات دست و پا و گردن و کمر به خصوص اعصاب میرساند و در تمام بدن خون را به جریان درمیآورد.
برخی از دانشآموزان ممکن است دیرتر یا زودتر از دو ماه به ورزش صبحگاهی عادت نمایند و بالاخره این اقدام مفید عادت و طبیعت ثانوی آنان خواهد شد. ورزشی که دختران مینمایند نباید ورزشهای سنگین قهرمانی باشد بلکه آنان باید در مدرسه بیشتر تنیس روی میز و بازیهای توپدار مثل والیبال و بسکتبال و ورزشهای سبک دیگر نمایند و با اسبابهای ورزشی سنگین مانند هالتر و دمبل کار نداشته باشند.
بنابراین بهتر آن است که محصلان خود به فکر تنظیم فعالیتهای ذهنی و جسمی خویش باشند و با تصمیمگیری و به کار بستن اراده، روی آوردن به ورزش و توأم کردن آن با تحصیل از سنگینی بار مشکلاتی که بر روح و ذهنشان انباشتهاند بکاهند و به تجربه عینی دریابند که در صورت هماهنگ کردن این دو با صرف همان وقت و همان کار ذهنی در عرصه یادگیری به نتایجی چند برابر مطلوبتر از قبل دست خواهند یافت و در نهایت با ذهنی بازتر و بسیار راحتتر از استعدادهای خود بهرهبرداری خواهند کرد.
برای رشد کارکردهای مغزی، فعالیت جسمانی بسیار حائز اهمیت است. فعالیتهایی چون دویدن، پریدن، جهیدن، شنا کردن سبب تقویت عقدههای پایه، مخچه و جسم پینهای میشود. ورزش و تمرین بدنی، اکسیژن زیادی را به مغز میرساند و بر میزان ارتباط بین نرونی میافزاید. یادگیری از طریق پیادهروی، حرکات کششی و سایر فعالیتهای جسمانی ارتقاء یافته و تقویت میگردد.
یافتههای یک پژوهش علوم تربیتی حاکی از آن است که ورزش عملکرد تحصیلی دانشآموزان را افزایش میدهد. با توجه دقیقتر به نتایج تحقیق میتوان نتیجه گرفت که صرف وقت بیشتر برای ورزش نه تنها هیچگونه اثر سویی بر عملکرد تحصیلی و هوش نداشته است، بلکه در بیشتر موارد باعث عملکرد تحصیلی بهتر دانشآموزان نیز شده است.
باید دانست که تربیت بدنی در مدارس ابتدایی مفهوم بازی به شکل آزاد یا حکم ساعت تنفس بین دو کلاس را ندارد. کلاس درس تربیت بدنی، حکم آزمایشگاهی را دارد که در طی آن، کودک با وظیفه مهم فراگیری حرکت و یادگیری از طریق حرکت درگیر میشود. شادی، تنوع و سرگرمی محصول فرعی یک درس تربیت بدنی خوب است. معنای واژه تعلیم و تربیت هدایت به جلو است. تربیت بدنی آن جز از فرآیند تعلیم و تربیت است که در آن هم تربیت بدن و هم تربیت از طریق بدن، مطرح است.
در برنامهی درسی تربیت بدنی، جهتگیری اساسی یاددهی- یادگیری، کسب و حفظ سلامتی برای دانشآموزان است. برنامه درسی تربیت بدنی به دانشآموزان آگاهیهای لازم را جهت حفظ سلامت خود در آینده، بدون کمک دیگران، بدهد. از جمله این آگاهیها انجام صحیح حرکات پایه- یعنی راه رفتن، دویدن، پریدن، با پرش رفتن، با جهش رفتن، ... منتقل شود. از جمله اهداف دیگر تربیت بدنی آمادگی جسمانی دانشآموزان همچون استقامت عمومی انعطافپذیری و قدرت میباشد که در سلامت جسمی و حرکتی فرد عامل تعیین میباشد. هدف سوم تربیت بدنی ارتباط تنگاتنگ بین ورزش و تغذیه میشود. دانشآموزان با زمان دقیق صرف غذا، نقش آب و مایعات آشنا خواهند شد. در کنار این اهداف، هدفهای اجتماعی، شناختی و عاطفی و روانی به آسانی در درس تربیت بدنی به دست میآیند.
از جمله دلایل مهم میتوان به ایجاد موارد زیر اشاره کرد:
1- سلامت جسمانی و روانی دانشآموزان
2- رشد تکامل و یادگیری حرکتی مناسب با سن
3- تربیت فردی و گروهی
4- پشتوانه قوی برای ورزش قهرمانی
5- عادت به ورزش کردن
6- پیشگیری از آلودگی دانشآموزان به عادت ناپسند و مضر در محیط زندگی
7- پر کردن اوقات فراغت و لذت بردن
8- پی بردن به اهمیت نظم و سازماندهی در کلاس
9- داشتن نقش توانبخشی