"هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود."
امام علی(ع)
مطالعات بسیاری در زمینهی ارتباط بین ورزش و سلامت روان انجام شده است که نتایج همهی آنها به ما انگیزهی بیشتری برای حرکت بهسمت ورزش میدهد. ورزش از راههای مختلفی روی مغز تاثیر میگذارد. فعالیتهای ورزشی موجب افزایش ضربان قلب میشوند و اکسیژن بیشتری را به مغز میفرستند. این فعالیتها همچنین موجب آزاد شدن هورمونهایی میشوند که تاثیر مثبتی روی رشد سلولهای مغزی دارند.
ورزش همچنین ازطریق تحریک رشد ارتباطات جدید بین سلولهای عصبی در بسیاری از مناطق مهم مغز موجب تقویت انعطافپذیری مغز میشود. پژوهشهای انجامشده در دانشگاه کالیفرنیا نشان دادهاند که ورزش موجب افزایش فاکتورهای رشد در مغز میشود و این امر تشکیل ارتباطات عصبی جدید را در مغز آسانتر میکند.
از دیدگاه حسیتر، اثرات شبهضدافسردگی مرتبط با سرخوشی دویدن (runner's high) با کاهشی در هورمونهای استرس همراه بوده است. مطالعهای که در سوئد انجام شده، نشان میدهد که اثر ضدافسردگی دویدن با رشد سلولی بیشتر در هیپوکامپ، منطقهای از مغز که مسئولیت یادگیری و حافظه را بر عهده دارد، همراه است.
بخشی از مغز که بهشدت دربرابر ورزشهای هوازی واکنش نشان میدهد، هیپوکامپ نامیده میشود. از آنجایی که هیپوکامپ مرکز سیستمهای حافظه و یادگیری در مغز است، این یافتهها تا حدودی اثرات تقویت حافظهی حاصل از بهبود آمادگی قلبیعروقی را نیز توضیح میدهد.
ورزش حقیقتا میتواند به حفظ تمرکز طولانی روی انجام یک کار کمک کند. طی مطالعهای که در هلند انجام شد و در آن مطالب درسی در فواصل بین تمرینات ورزشی ارائه میشد، نشان داده شد که این کار موجب بهبود مدت زمان توجه در دانشجویان شد. یک مطالعهی بزرگ کنترلشدهی تصادفی در آمریکا درمورد اثرات کلاسهای ورزشی روزانه در طول سال تحصیلی، انجام شد. این دانشآموزان علاوهبر اینکه از تناسب اندام بهتری بهرمند شدند، در عملکرد چندوظیفهای، نادیده گرفتن عوامل مسبب حواسپرتی و پردازش اطلاعات پیچیده نیز بهتر شدند.
همه احتمالا درمورد سرخوشی حاصل از دویدن شنیدهایم؛ حس شادی و شفافیت ذهنی که اغلب پس از ورزش پیش میآید و البته که واقعی است. علم نیز از این ادعا حمایت میکند. در مطالعهای که در سال ۲۰۱۰ انجام شد، شرکتکنندگان برای هشت هفته در تمرینهای روزانهی یوگا و مدیتیشن شرکت کردند. شرکتکنندگان گزارش کردند که طی این دوره، از شدت استرس آنها بهمیزان قابلتوجهی کاسته شد. کاهش در شدت استرس درکشده ارتباط مثبتی با کاهش در تراکم مادهی خاکستری هستهی قاعدهایجانبی آمیگدال راست دارد. در مطالعهی دیگری ورزش بهعنوان راهی برای غلبه بر افسردگی مطرح شده است و نشان میدهد که ورزشهای هوازی و سنگین دارای تاثیر متوسطی روی درمان علایم افسردگی هستند. نکتهی قابلتوجه اینکه پژوهشگران میگویند ورزش بهاندازهی داروهای ضدافسردگی و درمانهای روانشناختی مؤثر است.
بهنظر میرسد قدم زدن موجب تقویت خلاقیت شود. در مقالهای که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد، نشان داده شده که قدم زدن روی تردمیل یا در فضای بیرون موجب تقویت تفکر خلاقانه میشود. جالب است که این کار تاثیری روی تفکر همگرا نداشت. تفکر همگرا بهصورت توانایی دادن پاسخ صحیح به سوالات استاندارد که نیاز به خلاقیت قابلتوجهی ندارند، تعریف میشود.
برای کسب این مزیت لازم نیست که حتما ورزشهای سنگینی انجام شود. پیادهروی سریع به مدت ۴۵-۳۰ دقیقه بهمدت سهبار در هفته میتواند آغاز زوال عقل را به تأخیر بیندازد. اگر پیادهروی ورزش مورد علاقهی شما نیست، دو جلسه ورزش سنگین در هفته میتواند دارای اثرات عصبی قابلتوجهی باشد.
بهعلت اینکه ورزش معمولا موجب افزایش ضربان قلب میشود، به تحویل مقدار بیشتری اکسیژن و گلوکز به مغز کمک میکند و این امر موجب تحریک سیناپسهای مغزی و حفظ تعداد گیرندههای استیلکولین موجود در فضای اتصال بین ماهیچه و عصب میشود. درواقع افراد فعال نسبتبه افراد غیرفعال، دارای گیرندههای استیلکولین بیشتری در مغز خود هستند.
حتی تمرینات فیزیکی ملایمی مانند قدم زدن با یک دوست نیز میتواند به تقویت عملکردهای حافظه، یادگیری و توانایی استدلال انتزاعی کمک کند. مشخص نشده که این مسئله دقیقا بهچه صورتی اتفاق میافتد اما احتمالا بهبود در اکسیژنرسانی و تغذیهی مغز عوامل مهمی هستند.
تا سال ۱۹۹۹ تصور میشد مغز در هنگام تولد کامل است و پس از آن سلولهای مغزی جدیدی در مغز تولید نمیشوند، اما مطالعهای که در مؤسسهی سالک انجام شد، نشان داد که مغز انسان بالغ قادر به تولید سلولهای جدیدی است (نوروژنز). اگرچه ما نمیدانیم چگونه، ولی چیزی که از آن مطمئن هستیم این است که ورزش به ساخت مغز کمک میکند. بهنظر میرسد ورزش موجب تحریک تولید پروتئین خاصی به نام پروتئنی ناگین (Noggin) در مغز میشود و این پروتئین موجب آغاز تولید سلولهای بنیادی و نوروژنز میشود.
براساس گزارشهای مؤسسهی ملی بهداشت، فعال بودن از نظر جسمی ممکن است به تأخیر یا پیشگیری از زوال عملکرد شناختی مرتبط با سن کمک کند. احتمال بروز بیماریهایی نظیر آلزایمر در افرادی که پیوسته در وضعیت نشسته بهسر میبرند، دو برابر بیشتر است.
وقتی که شما تحت استرس قرار میگیرید، مغز شما موجب ترشح هورمون کورتیزول یا همان هورمون جنگ و گریز میشود. کورتیزول وقتی که شما در معرض خطری قرار گرفته باشید و لازم باشد که از دست آن فرار کنید، بسیار کمککننده است اما اگر آرام روی صندلی خود نشسته باشید و سطح کورتیزول همچنان بالا باشد، این میتواند موجب بروز مشکلاتی شود (مانند بیماریهای قلبی، دیابت و فشار خون بالا). یکی از راهحلهای این مشکل انجام فعالیتهای ورزش است. فعالیتهای ورزشی شبیه استرس کنترلشده هستند که میتوانند در خاموش و روشن شدن استرس در زمان مناسب مفید باشند.
باتوجهبه این مباحث میتوانیم ببینیم که مزایای شناختی ورزش بهاندازهی مزایای جسمی آن قابلتوجه هستند. همچنین باید در نظر داشته باشیم که جسم و مغز ما دارای عملکرد جداگانه و مستقلی نیستند؛ آنچه که شما با بدن خود انجام میدهید، روی روان شما نیز اثر خواهد داشت. داشتن وضعیت ساکن بهطور مداوم، هم برای ذهن و هم برای جسم شما خطرناک است. بنابراین تعلل نکنید؛ یک فعالیت ورزشی را پیدا کنید و به آن مشغول شوید یا حداقل یک پیادهروی داشته باشید.